بدون عنوان
قنديلك مامان سلام بالاخره اسباب كشي ما هم تموم شد و يه نفس راحت كشيديم البته هنوز بعضي از كارها كه مربوط به بابايي ميشه مونده ... بميرم برات كه اين روزها خيلي سختي كشيدي... 3 روز كنار مادرجون بودي و 2 روز هم خونه مامان بابايي كه اونجا طاقت نياوردي و ما هم با اينكه هنوز خونمون كاملا مرتب نشده بود ولي آورديمت كنار خودمون... البته اون روزها كه با مادرجون بودي ما هم شبها ميومديم كنارت. اون 2 روز هم كه خونه مامان بابايي بودي هر 2-3 ساعت يه بار بهت سر مي زديم ولي بازم خيلي برات سخت بود و تا ما رو مي ديدي فقط مراقب بودي كه نكنه يه وقت دوباره بريم و تنهات بزاريم ... الهي مادر فداي اون دل كوچولوت بشه ما فقط مي خواستيم تو راحت باشي. راست...







